تبليغاتX
دختر و پسر بندرعباسی - مادر
 
جوک . عاشقانه ها . عکسهای زیبا و متفاوت. فلش
 


مادر

ناگهان از خواب بیدار شدم.گویا تمام شب را میگریستم.نمی دانستم دلیل این همه گریه چیست.

 

وقتی خوب فکر کردم ناگهان قاب طلائی که عکس مادرم در ان بود مقابل چشمانم ظاهر شد.

 

تصویر او از همیشه بیشتر میدرخشید.با دیدن ان عکس با ارزوهای دیگر وداع کردم زیرا دیدن

 

 عکس مادر تمام ارزوها را کوچک کرده بود.

  نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 5:12  توسط فريبرز  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

 

بزرگترین مجموعه عکس دختر